به تورم ۸درصدی بخندیم یا گریه کنیم؟

به تورم ۸درصدی بخندیم یا گریه کنیم؟

«نرخ تورم دوازده‌ماهه منتهی به تیر ماه ١٣٩٧ به 8.7 درصد رسید که نسبت به همین اطلاع در ماه قبل (8.2 درصد) 0.5 واحد درصد افزایش نشان می‌دهد».

متن بالا برگرفته از گزارش مرکز آمار است که دیروز منتشر کرد؛ طبق این گزارش در تیرماه هم دولت مدعی است که تورم تک‌رقمی حفظ شده و به 8.7 درصد رسیده است.

دولت روحانی همواره تورم تک‌رقمی را یکی از دستاوردهای مهم خود اعلام می‌کند و هر بار که با انتقاد مردم مواجه می‌شود مبنی بر اینکه “ما تورم تک‌رقمی را در زندگی‌مان حس نمی‌کنیم”، آقای نوبخت سخنگوی دولت به لاپوشانی موضوع پرداخته و می‌گوید منظور از کاهش تورم، کاهش شتاب افزایش قیمت‌هاست نه ارزانی کالاها!

حال سؤال اینجاست که؛ دولت چطور مانع کاهش شتاب افزایش قیمت‌ها شده که سفره مردم و بازاری‌ها کوچکتر از قبل شده و قدرت خرید از گروه‌های متوسط و ضعیف جامعه کاملاً گرفته شده است؟

دولت درحالی مدعی تورم تک‌رقمی است که در چند ماه گذشته قیمت انواع کالاها و خدمات از 30 تا 200 درصد گران شده است.

گرانی‌ها موجب شده تا هر روز مردم و حتی بازاری‌ها با یک شوک جدید مواجه شده و از قیمت‌هایی باخبر شوند که باورش برای‌شان سخت است.

وضعیت گرانی‌ها و افزایش قیمت‌ها به‌طور حتم بر کسی پوشیده نیست و همه می‌دانند که در یک سال اول دوره دوم ریاست جمهوری آقای روحانی فشار اقتصادی به مردم و فعالان اقتصادی قابل قیاس با هیچ دوره‌ای از تاریخ نیست، حتی برخی از بازاری‌ها می‌گویند این وضعیت را در دوره جنگ هم نداشتیم!

گرانی دلار و سایر ارزهای معتبر و سیاست شکست‌خورده ارز تک‌نرخی، عدم تخصیص مناسب ارز دولتی به کالاها و خدمات و مدیریت غلط موجب شده تا قیمت تمام کالاهای اساسی و غیراساسی و خدمات مورد نیاز مردم افزایش چشم‌گیری داشته باشد.

دولت از 20 فروردین رسماً‌ اعلام کرد که ارز را در قیمت 4200 تومان تک‌نرخی کرده و دیگر خرید و فروش دلار با نرخی غیر از 4200 تومان را به‌رسمیت نمی‌شناسد، بعد از آن هم فعالیت در بازار آزاد ارز رسماً قاچاق اعلام شد.

هرچند در این گزارش قصد نداریم به نواقص فاحش این طرح بپردازیم و فقط یادآوری می‌کنیم که با قاچاق اعلام شدن خرید و فروش ارز در بازار آزاد، معاملات کوچه پس‌کوچه‌های فردوسی برای دلال‌ها داغ شد و داغی بر دل کسانی گذاشت که به هر دلیلی نیاز به خرید ارز داشتند و مجبور بودند نیاز خود را از بازار آزاد با قیمت‌های نجومی تأمین کنند چرا که دولت سهمیه‌ای برای این افراد در نظر نگرفته بود.

از آنجایی که افزایش چشم‌گیر قیمت ارز موجب گرانی کالاهای مورد نیاز مردم شده است، قدرت خرید از مردم سلب شده است و حتی اگر افرادی باشند که از روی ناتوانی مجبور به تهیه مایحتاج خود باشند فروشنده‌ها جرأت فروش ندارند و می‌گویند “نمی‌دانیم که اگر جنس‌مان را بفروشیم می‌توانیم مجدداً با همین قیمت جایگزین کنیم یا خیر!”.

رکوردهای عجیب و غریب در بازار ارز، سکه، مسکن، خودرو‌، دارو، لوازم خانگی و کالاهای اساسی و … در حالی روز به روز بیشتر از قبل می‌شود که دولت به‌جای اقدام عملی و اساسی برای مدیریت وضعیت بحرانی پیش‌آمده،‌ با انتشار آمارهای دور از واقعیت داغ مردم را تازه‌تر می‌کند.

با فرض اینکه تورم تک‌رقمی 8.7درصدی مبنای علمی دارد و واقعی است، و اگر واقعاً براساس شیوه محاسبات دقیق علمی نرخ تورم همین رقم است و در صحت آن تردیدی از سوی مسئولان نیست؛ لااقل برای اینکه داغ مردم را تازه نکنند و دردی به دردهای آنها نیفزایند،‌ از دولت خواهش می‌کنیم برای مدتی هم شده از اعلام نرخ تورم تک‌رقمی خودداری کند چراکه افکار عمومی اعلام این نرخ‌ها را به‌نوعی توهین به خود فرض می‌کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *